تبليغاتX
پشت هیچستان - بچه داری از نوع خارجکی !!!!
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همّت کن ------------ و بگو ماهی ها،حوضشان بی آب است
یکدیگر را می آزاریم
بی آنکه بخواهیم
شاید بهتر آن باشید
که دست به دست یکدیگر دهیم
بی سخنی
دستی که گشاده است
می برد
می آورد
رهنمونت می شود
به خانه یی که
نور دلچسبش گرمی بخش است
                                                                     مارگت بیکل (ترجمه : احمد شاملو
)

چندوقتی می شد که دلم می خواست از بچّه داری ایرانی از نوع خارجکی اش صحبت کنم و  البته بالاخص این موجود مورد بحث قبلی . راستش را بخواهید  دلم می خواهد ادامه اش بدهم. بلاهایی که این پسر بر سرم آورده سنگین تر از یک مطلب است !!! این پسرک را من شش سال است که می شناسم یعنی از چهار سالگی اش. آن زمان که به خانه مان می آمد مشکل چندانی نداشت فقط همه چیز را می شکاند و من همیشه وسایلم را جمع می کردم و در ارتفاعات می گذاشتم . در طی دوسال تنها مشکلی که اضافه شد ، مشکل تف کردن بود و جیغ زدن. این پسر نازنین !! یک داد هایی می کشد که خانه به لرزه می آید !! نعره می کشد! بعد جالبیش اینه که همیشه هم بغل گوش کسی است!! خلاصه این پسر ما بزرگ و بزرگ شد و مشکلاتش هم بزرگ شد و من همینجور متعجب مانده ام که مادر و پدر هیچ کاری نمیکنند. پدر که عنصری خنثی است فقط هر ازگاهی که ناموسش مورد حمله قرار می گیره ، نفیره ای از ته دل می کشد و نیشگونی از پسرک می گیره که به دنبالش نعره ای از او بلند می شود. امّا مادر !!! مادر حکایت جالبی دارد . مادر همیشه این طور است : مگه نگفتم مامان !!! مگه نگفتم مامان !!!!! و اون لحظه دلت می خواد سر مادر را بکوبی به دیوار ( فکر می کنم اینو قبلاْ هم گفتم ) و بدبختی اش این است که هیچ گاه از کودکش مایه  نمی گذارد. این جا می نویسم تا اگر احیاناْ بچّه دارید و این کلمات برایتان آشناست بدانید که کارتان اشتباه است.

صحنه ای را مجسم کنید که بنده روی زمین زانو زدم تا خرده های (نمی دونم چه کوفتی را از زمین بردارم ) که این پسر با هیکل بزرگ روی من سوار می شه !!  مادر به جای اینکه کودک را از پشت من برداره و دعوایش کند که این کار صحیح نیست و آدم سوار کسی نمی شود ، به او میگه : مامان !  خاله کمرش درد می کنه سوارش نشو !!!!!!!!!! و تو می شوی این شکلی  !!! در کجای دنیا برای نشان دادن کار بد ، نفر سوم را معذور می کنند ؟!!! . خانم پسرت را دعوا کن چرا کمر درد مرا بهانه می کنی. با این حرفت به بچه می گویی سوار شدن اشکال ندارد تا جایی که طرف کمر درد نداشته باشد !!! یا همین چند وقت پیش  پسرک از مادر خشمگین بود که برایش چیزی را نخریده ، چنگال را به طرف مادر نشانه گرفته بود که می خواهم بزنمت و مادر یک دفعه به صدا در آمد که : مامان ! نزن ! اگه بزنی چنگال خاله خراب می شه !! سرویسش ناقص می شه !!!  و من بازهم این شکلی بودم!!! باز هم تکرار چرندیات !! شما فکر می کنید به همچنین مادری چه می شود گفت. بسیار هم ادعا دارد که او با بچه هایش صحبت می کند و آرام است !!! زکی ! داستانهای ایشون یکی دو تا نیست شاید یک کتاب حداقل صد صفحه ای بشه ! صحنه جنایی داره ، کمیک داره ، درام هم داره !!!!!

کودکانی که در امریکا تربیت می شوند اکثریتشان بچّه هایی لوس و ننز هستند مخصوصاْ اگر پدر مادرهایی داشته باشند که از ذوق حلیم در دیگ افتاده باشند. وقتی به اینجا می آیی اوّلین چیزی که هنگام روبرویی با بچه بی تربیت می بینی توضیح مادر است که اینگونه می گوید : عزیز جان ! اینجا امریکاست اگر بچّه را بزنی پلیس می گیرتت !! بعد که کمی بیشتر زندگی می کنی ، می بینی که نه بابا ، امریکایی کودکش را تنبیه می کند و تربیت می کند فقط این قانون شامل حال ایرانیان ماشالله همیشه غربزده ماست که  از ترس پلیس ،کودکشان از آن ور بام می افتد پایین !!! یکی نیست بگه : خانم تربیت که چلپ چلپ کتک زدن نیست ! شما هم که ماشالله این همه برنامه است می بینی ! عوض غیبت و چشم و هم چشمی و به ایران زنگ زدن و چسی آمدن یک کم با فرزندت حرف بزن و کودکت را تربیت کن. یک کم به این دکتر هلاکویی عشق من فکر کنید ، پدرش دراومد انقدر به ننه باباهای ایرانی حالی کرد که به کودکان بها دهید ، تشویق کنید و درست تنبیه کنید ، درست !!!

یک توضیح : پروین خانم عزیزم ، اگر باور دارید که من اغراق نمی کنم ، پس حتماْ دور و بر من اکستریم ها وجود دارند ( بماند که من اصلا با تعداد زیادی معاشرت ندارم !!) من این پسرک را به هیچ وجه تعمیم نمی دهم چون کاری درست نیست و اگر همچنین کاری کردم اشتباه بوده.  به نظر من این مورد استثنایی است امّا هر بچّه ای با این مادر این گونه خواهد شد. من با نظیفه پنج سال است که رفت و آمد دارم ولی تا وقتی که به درون خانه ای نفوذ نکنید از جزییات آن خانه با خبر نمی شوید. چه بسا انسانهایی با این خصوصیت دورو بر خیلی ها هستند ولی متوجه نمی شوند. درباره این پسر هم متاسفانه یا خوشبختانه من به کلمات و حرفهایی که از دهن مردم بیرون می اد خیلی فکر می کنم. شاید باشند مادران دیگری که این گونه کودکان خود را توجیه می کنند  ولی باز هم میگم من قصد تعمیم ندارم. ایشون برای خودش شاهکار است. در ضمن نظرها نسبی است من خانواده های بسیاری را در آن تولد دیدم که کودکانشان با بچه های این خانواده دوستی می کنند و مشکلی هم نداشتند. چه بسا من اگر فرزندی داشتم اصلا بچه من رنگ این پدیده ها را نمی دید. درباره بی ادبی بچه های اینجا باز هم پروین خانم جانم من فکر می کنم تربیت بعضی از پدر و مادر می لنگد بدجور هم می لنگد. چطور ما کودکان امریکایی را می بینیم که سلام می کنند و بسیار هم با ادبند. به نظر من تنها دلیل بی ادبی بچّه  های ما مشکلات تربیتی خانواده شان است.


 

پیوست.۱. این پتیشن اعتراض به حضور سعید مرتضوی در شورای حقوق بشر در ژنو می باشد. لطفاْ لطفاْ حتما ْ باید امضایش کنید. حتی اگر به همه چیز بی اعتنا هستید ، امضایش کنید. اگر منصف باشید امضایش می کنید. می دانم .  باور کنید از تغییر نام خلیج فارس مهمتر است.

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 6:27 بعد از ظهر  به قلم پروانه  |